تبليغاتX
نامه عاشقانه

نامه عاشقانه

تو همیشه در تنهایی من آن تک ستاره ای که برای من نغمه عشق را سر میدهی

سلام به همه ی دوستای خوب و گلم

امیدوارم که حال همتون خوب باشه و زندگی به کامتون باشه...

من می خوام از خودم یه سری اطلاعات بدست بیارم یعنی ببینم چه جور آدمی هستم در نتیجه باید یه نظر خواهی راه بندازم حالا هم قصد همین کار رو دارم و می خوام از تمام شما که از بهترین دوستای من هستید دعوت کنم که بیایید  و هر چیزی که از من دیدید رو بگید چه خوبی چه بدی....

من اصلا" نمی خوام لفظ شما تعریف باشه من فقط میخوام واقعیت رو بدونم همین... پس انتقاد هم بکنید من واسه تقویت خودم باید تموم اینا رو بدونم پس ازتون خواهش میکنم راستشو بگید. . .

 

 

من همه شما رو مثل خواهر برادر های خودم می دونم چه کسایی که اینجا لینک من هستن چه کسایی که گاهی گذری به وبلاگ من سر می زنن و چه کسایی که اد لیست من هستن ......

من تموم شما رو از صمیم قلب دوستون دارم و واقعیت رو می گم که هیچ بدی از هیچ کدوم از شما ندیدم همتون خیلی خیلی خوب هستید و به من هم خیلی لطف دارید

 

 

جا داره من اینجا از کسایی عذر خواهی کنم که به علت مشکلات بلگفا یا مشکلات خود اینترنت نتونستم وبلاگ هاشون رو باز کنم و بهشون نظر بدم از جمله :

لی لی جان که واقعا" شرمندش هستم چون هر دفعه که رفتم وبلاگش اصلا" واسه من باز نمی شه

امیر جان که باز هم نظرات وبلاگش واسه من باز نمیشه و من کلی شرمندش هستم

حمید جان(پسر تهرونی) که اونم وبلاگش واسه من باز نمی شه

و تموم کسایی که به من لطف داشتن بهم سر زدن اما من نتونستم وظیفه ی خودم رو انجام بدم ولی به خدا من به فکر همتون هستم از همتون خیلی خیلی معذرت میخوام

امیدوارم که منو ببخشید....

من منتظر نظرات همه شما هستم

قربانتون

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 8:47 توسط سایه |

دوباره شب

دوباره بغض

و دوباره صدای زیبای نواختن ویلن او در گوشم است

دوباره باران میبارد و من خیره به پنجره. . . .

چه آهنگ زیبایی مینوازد آهنگی سراسر غم و اندوه, سراسر درد و امید به آینده. . .

دلش آکنده از غصه ها. . . .

مینوازد و هم چنان صدای زیبای نواختنش اشک من را جاری میکند. . . .

دلتنگ او هستم. . .دلتنگ این صدای غریب که در این شب غریب در گوشم پیچیده است, دلتنگ زیبایی ها, دلتنگ مهربانی ها,دلتنگ خوبی ها و بدی های نداشته اش. . .

آری او فرشته است و اصلا" بدی ندارد او سراسر خوبی و مهربانی است او سراسر لطف و دوستی است. . . .

 من محتاج دستهای گرم او هستم دستهایی که اینچنین در این شب غریب در خیالات من هنر نمایی میکند و صدایی به این زیبایی می آفریند

چه زیبا مینوازی دوست من چه زیبا مینوازی بهترینم. . .

دیگر هیچ چیز برایم فرقی ندارد. . . بهتر است بگویم اهمیتی ندارد,آری بدون او هیچ چیز اهمیتی ندارد

نیمه شب است و من هنوز بیدار هنوز چشم به راه. . . بیدار میمانم تا بتوانم طنین خوش آوازش را گوش دهم

به یاد دوران بچگی می افتم به یاد شیطنت ها,به یاد مامان بازی ها و گرگی ها . . .

چه دورانی بود و حالا آن یار قدیمی آن دوست دیرین میخواهد از من جدا شود اما نمی داند با این کارش زندگی و دار و ندارم را از من خواهد گرفت.

تو با خود چه کردی ای بهترینم. . . .

او از قماش عاشقان و از تبار سوخته دلان و از عشق های شکست خورده است. . .

و هم اکنون است که بین صدای رویایی و زیبای نواختن او صدای اذان هم به گوش میرسد

باید بروم نماز بخوانم و برای سلامتی دوباره او به خدا التماس کنم. . .

چه بغض سنگینی چه اشکهای تلخی. . .

با اشکهایم وضو میگیرم و سر سجاده ای که او گهگاه که به اتاقم می آمد با آن نماز می خواند , نماز می خوانم...

بوی عطر تن او را دارد . . . صدای نواختنش در گوشم بیشتر میشود . . . . بیشتر و بیشتر . . . باز هم بیشتر. . . .

نمی دانم چه بگویم . . . . دیگر چگونه اشک بریزمو زاری کنم

شمع سیاهی را روشن میکنم و تا آخرین قطره ی شمع به یاد و به خاطرش سکوت میکنم

این همه اشک کجا بود عزیزم؟؟؟ , هیچ گاه فکر نمی کردم به خاطر جدایی اینگونه اشک بریزم  اما الان میبینم که باید این اشک ها را نذر این دستان هنر آفرین کنم . . . .

من تا همیشه به یادت میمانم. . . . دستانم رو به آسمان است,صدای تو در گوشم است, و وجودم پر از التماس

سکوت میکنم و همچنان دلتنگ برای فریاد. . .

صبر میکنم تا تو سلامت برگردی و به من زندگی دوباره ببخشی

پس سکوت میکنم تا دیدار. . .

تقدیم به ترگل عزیزم

امیدوارم زودتر خوب بشی

توجه توجه:

قابل توجه امیر عزیز(وبلاگ بم جان):

امیر جان گلم اول سلام امیر جان به خدا من همیشه به وبت سر میزنم اما به هیچ وجه نظرات وبت باز نمی شه و پست الکترونیکت رو هم که ندادی به همین دلیل من هیچ جوری نمی تونستم بهت بگم خلاصه کلی شرمندتم اگه بازم بهم سر زدی آی دی خودتو بده یا منو اد کن

قربانت

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 10:41 توسط سایه |

JavaScript Codes

  RSS